بهشت و جهنم چگونه مکانی هایی هستند ؟ - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:36
یک روزنامه نگار انگلیسی نوشته بود:بهشت جاییست که در آن پلیسهایش بریتانیایی باشند , آشپزهایش ایرانی , صنعتگرانش آلمانی , کارگرانش چینی , عاشقانش فرانسوی , حوریهایش مانکنهای ایتالیایی و همه اینها را سوییسیها اداره کنند .و جهنم جاییست که پلیسهایش آلمانی باشند , آشپزهایش تایلندی , صنعتگرانش چینی , کارگر...
فروغ فرخزاد - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:36
دردى كه انسان را به سكوت وا ميدارد! بسيار سنگين تر از دردى است كه انسان را به فرياد وا ميدارد! انسانها فقط به "فرياد" هم مى رسند، نه سكوت هم...
زينب؛ بانوى حُرمت - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:36
هزار سال گذشت! وَاهل عشق؛هنوز هم؛ در حیرت "و ما رأیت الا جمیلا " یِ تو گیـرکرده اند! میدانی بانو؟ من فکرمیکنم؛ آنان که برای حرمَت، جان داده اند آمده اند تاطعم عشق تورا مزمزه کنند!
ويكتور هوگو - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:36
ماپادشاه را كشتيم سعیکردیمدنیاراتغییربدهیمحالاتنهاچیزیکهگیرمانآمده،یکپادشاهجدیداستکهازقبلیبهترنیست اینجاسرزمینیستکهبرایآزادیجنگیدیم ولیاکنونبراینانمیجنگیم نکتهیعدالتایناستکههمهوقتیبرابرمیشوندکهمُردهاند...
قطعه اي از کتاب"روياي تبت" - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:36
یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟" قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود.چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر".از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند.نوشته بودند که "فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عط
زنده ياد حسين پناهى - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:36
شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان،سیری ام را وزن کنم!!ای کاش یک ماه نیز موظف بودیماز اذان صبح تا غروب آفتاب فقرا را سیر کنیم...نه این که گرسنگی و تشنگی کشیدهتا فقط رنج آن ها را درک نماییم!!آری هزاران بار افسوسکه دیریست وا مانده ایم در ظاهر دین!!دهانمان پر شده است از غلظتتلفظ حرف در کلمه "
" قيصر امين پور " - تاریخ: 1395/8/30 ساعت: 3:57
واژه واژهسطر سطرصفحه صفحهفصل فصلگیسوان من سفید میشوندهمچنان که سطر سطرِ صفحههای دفترم سیاه میشوند... .
"ما رأيت الّا جميلا" - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 23:58
ساربانا مهلتی آرام جان گم کرده ام / من در این دریای خون در گران گم کرده ام ساربانا مهلتی دارم در این جا مشكلى / رفته از دستم گلی از وی نبردم حاصلی اندر این دشت بلا رفته ز دستم نوگلی / من حسین باوفا آرام جان گم کرده ام ساربان بهر خدا یک ساعتی آهسته تر / اندر این دشت بلا گم گشته از من تاج سر یعنی یک د...
اى اهل حرم! مير و علمدار نيامد... - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 0:00
وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای / خوش به حال لب اصغر که تو سقا شدهu200fاى آب از هیبت عباسى تو مىu200fلرزد / بى عصا آمدهu200fاى حضرت موسى شدهu200fاى به سجود آمدهu200fاى یا که عمودت زدهu200fاند / یا خجالت زدهu200fاى وه که چه زیبا شدهu200fاى یا اخا گفتى و ناگه کمرم درد گرفت / کمر خم شده را غرق تماشا...
غزلى زيبا از استاد شهريار به مناسبت عاشوراى حسينى - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 0:00
شیعیان، دیگر هوای نینوا دارد حسین / روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست / مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین میبرد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم / بیش ازینها حرمت کوی منا دارد حسین بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب / کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین رخت و دیباج ...
سلام بر حسين (ع) - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 18:10
آقا سلام ماه محرم شروع شد.
بعضى ها عجيب خوبند... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 18:05
بعضیها عجیب هستند. با یک اتفاق میآیند و مینشینند ته ته دلت، و با هزار بهانه و تلخی و اخم و تخم و دلیل دیگر از دلت نمیروند. خوب میخندند؛ خوب گوش میکنند؛ اصلا انگار آمدهاند که مایه دلگرمیت باشند. حتی اگر نباشند؛ رد پایشان روی دلت میماند تا تمام عمر عشق میورزند، حتی متلکهایشان به جانت مینشیند .بعضیها ع...
شادروان حزین لاهیجی - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 14:02
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد امشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد از آه دردناکی سازم خبر دلت را...
ناگهان، چقدر زود دیر می شود... - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 14:02
یکی از روزهای چهل سالگیتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتلابه لای آلبوم عکس هایتعکس دختری مو مشکی را پیدا میکنیزندگی برای چند لحظه متوقف میشودو قبض های برق و آب برایت بی اهمیتتازه میفهمیبیست سال پیشچه بی رحمانهاو را در هیاهوی زندگی جا گذاشتی!
گفتی نه ... - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 14:02
خواستم پنجره را باز کنم گفتی نهجای ِ مهتاب تو را ناز کنم گفتی نه دست بردم بزنم پرده به یکسو و خودمخانه را غرق در آواز کنم گفتی نه به سرم زد گل ِ گلدان اتاقت بشومعطر خود را به تو ابراز کنم گفتی نه آرزو داشتم آیینه شوم تا که تو رایک دل ِ سیر برانداز کنم گفتی نه زخمه برداشتم از شوق شده مثل نسیمتاری از ...
تو نباشی - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 14:02
تو نباشی نَفَسم را به دَرَک خواهم دادپاسخ ِ لطف ِ خدا را مَتَلک خواهم داددوره گردی اگر از کوچه یِ تقدیر گذشتجان ِ شیرین و جگر را به نمک خواهم دادتو نباشی همه یِ ثانیه ها مرگ ِ من استصورت ثانیه را دست ِ کُتَک خواهم دادگور ِ بابایِ شعور و ادب و شخصیّتمناسزاهایِ رکیکی به فلک خواهم داد...!!به درک رفت اگ...
ماه و ماهى - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 14:02
تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی..اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابوراز چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی.. پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بارفیروزه و الماس به آفاق بپاشی! ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار!هشدار! که آرامش ما را نخراشی.. هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم!اندوه بزرگی س...
اين نيز بگذرد! - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 14:02
تا کی کِشم جفای تو؟ این نیز بگذردبسیار شد بلای تو، این نیز بگذرد عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماندخوش باش، کز جفای تو این نیز بگذرد آیی و بگذری به من و باز ننگریای جان من فدای تو، این نیز بگذرد هر کس رسید از تو به مقصود و این گدامحروم از عطای تو، این نیز بگذرد ای دوست، تو مرا همه دشنام میدهیمن میکنم د...
قربانى - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 14:02
از باغ می برند چراغانیات کنندتا کاج جشن های زمستانیات کنند پوشاندهاند «صبح» تو را با «ابرهای تار»تنها به این بهانه که بارانیات کنند یوسف، به این رها شدن از چاه دل مبنداین بار می برند که زندانیات کنند ای گل گمان مکن به شب جشن می رویشاید به خاک مرده ای ارزانیات کنند یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیستاز ...

برچسب‌های محبوب

قیصر امین پور | گفتی نه | ناگهان چقدر زود دیر می شود